August 13, 2007

دقت کردین ما ایرانی ها چقدر انعطاف ناپذیریم؟
دقت کردین که یا عاشق یه چیزی هستیم یا ازش متنفریم و حد وسط نداریم؟ یا عاشق محسن نامجو و همه ی کارهاش هستیم و یا ازش متنفریم! یا ساقی قهرمان خیلی خیلی قهرمانه و نویسنده ی فوق العاده و شاعر محشریه یا یه ج...ده ی لجنه! علی دایی یا یه بازیکن عالی در سطح جهانیه یا یه آدم عوضی که حاضر نیست جاش رو به جوونترا بده و کل تیم ملی رو به گند کشیده!
تازه وقتی عاشق یه چیزی هستیم، وای به حال اون آشغال هایی که از اون چیز بدشون میاد... از اونها هم منتفریم! و وقتی از یه چیزی متنفریم، وای به حال اون آشغال هایی که از اون چیز خوششون میاد، می ریم و فحش و می کشیم به جونشون! آره، همین مای با کلاس و فهمیده و روشن فکر و کار درست و تحصیل کرده، پاش بیفته از یه لات چاله میدونی کم نمیاریم، منتهی اون لاته می ره تو روی طرف فحش می ده، بقیه مون چون خیلی باکلاسیم می ریم و با اسم مستعار کامنت می گذاریم و فحش می دیم! به توانایی فحش دادنمون شک دارین؟ این یادداشت سایه رو ببینین.
تازه ی دوم اینکه وقتی عاشق چیزی هستیم، هر لحظه، دقیقا هر لحظه امکانش هست که نظرمون عوض شه و از اون چیز متنفر بشیم! خوب ما اینیم دیگه، می تونیم. البته عکسش امکان پذیر نیست، وقتی از یه چیزی متنفریم تا قیام قیامت ازش متنفر می مونیم.
ما ایرانی ها خصوصیات باحال زیادی داریم، اصولا خیلی فوق العاده ایم و برای همین هست که انقدر نژاد پرستیم، چون واقعا نژاد پرژن پرستیدن هم داره! ما داریوش و کوروش و کلی پادشاه دیگه داشتیم که خیلی خوب و پاک و اصیل و آریایی بودن و اون موقعی که اقوام بی اهمیت دیگه مشغول کارهای بی اهمیت بودن، مثلا چینی ها طب سوزنی داشتن و دائو د جینگ، یونانی ها فلسفه و شعر و ادبیات، مصری ها ریاضیات و معماری، ما ایرانی ها -ببخشید پرژن ها- پادشاه ها مون قصرها و مقبره های آنچنانی داشتن. ما منشور حقوق بشر داشتیم!! جامعه مون طبقاتی بود، ولی مهم نیست چون ما از نسل اون طبقه خوبه هستیم و طبقات دیگه حتما عرب ها و ترک ها و لرها و بلوچ ها و بقیه بودن... و چون 2500 سال پیش ما انقدر پیشرفته بودیم، الان دیگه هیچ هویتی نداریم جز همون چیزی که دوست داریم فکر کنیم اون زمان ها بودیم. هر کس هم ازمون بپرسه کجایی هستین، یه بادی می اندازیم تو غبغب و یه لبخند مفتخرانه می زنیم و می گیم پرژن! اگر هم طرف بپرسه خوب این کشوری که شما اهلش هستید الان کجای نقشه ی دنیاست، می گیم بالای پرژن گلف! و تو دلمون فحش رو می کشیم به جون عرب های موشخور که ریختن و حمله کردن به کشورمون و همه چیز رو خراب کردن و فرهنگ و تمدن ما رو از بین بردن و پرژن بزرگ و عزیز و تاریخی ما رو کردن ایران!! حتی موقعی که اسکندر حمله کرد و تخت جمشید رو آتیش زد، خوب که نگاه کنین می بینین پای عرب ها وسط بوده! بعدم تمام شاعران بزرگ و دانشمدان ایرانی که بعد از اسلام تو ایران زندگی کردن، پرژن بودن. خونشون از خون پاک آریایی ها بوده و با این عرب مرب ها قاطی نشده بودن، مثل خود ما!
ما ایرانی ها از این هم باحالتریم، ابن الوقت هستیم، مثل آب خوردن دروغ می گیم، ظرف سوت ثانیه انواع اتهام هایی که حتی خودمون هم تا 3 ثانیه قبلش ازش خبر نداشتیم رو به یه نفر می بندیم، مسئولیت کارهامون رو نمی پذیریم و پای همه ی عالم و آدم رو برای توضیح دادن اینکه اشتباه از طرف ما نبوده و بقیه مقصرن رو می کشیم وسط، وقتی هم لازم باشه ننه من غریبم بازی درمیاریم.
وای که چقدر ما کارمون درسته و چقدر بقیه اصلا آدم نیستن که بخوان کارشون درست یا غلط باشه، البته به غیر از چشم آبی ها و موبورها!

Posted by mandana at 10:24 PM | Comments (0)