December 04, 2007

تو عمرم انقدر درس نخونده بودم که این ترم دارم می خونم... به شدت با درس هام حال می کنم و انقدر موضوعات برام جالبه که هی کتاب های جورواجوری هم که موضوعش مرتبط هست رو هم می خونم و باز بیشتر حال می کنم...به کسانی که به تاریخچه ی خدایان باستان و آیین های مذهبی باستانی علاقه دارن و اینکه اصولا تمدن بشر و ادیان چه جوری به وجود اومدن کتاب های ژوزف کمپبل رو توصیه می کنم بخونن، بی نهایت خوب هستند کتاب هاش. زندگی کردن در امریکا یکی از بزرگترین حسن هاش برای من دسترسی راحت به انواع و اقسام کتاب هاست، چه برای خریدن چه برای قرض گرفتن از کتابخونه... یکی دیگه از حسن های بزرگش هم موزه هاشه، خیلی از جماعت پولدار نیمه ی اول قرن بیستم تصمیم به راه انداختن یه کلکسیون هنری کردن و بعد هم در یه زمانی اینها رو توی یه موزه برای بازدید عموم گذاشتن. یکی از معروفترین این آدم ها کسی هست که ثروتش رو از روی شرکت کانادادرای ساخته و موزه ی گتی در لس آنجلس رو راه اندازی کرده و برای رفتن به این موزه حتی ورودیه هم نمی گیرن، مجانیه! یه جورایی مثل وقف کردن می مونه منتهی به جای اینکه موضوع مذهبی باشه، هنریه...
خلاصه سرم با درس و نقاشی و طراحی و اینا حسابی شلوغه، و حسابی هم بهم خوش می گذره. هفته ی پیش یه مطلب آماده کردم در مورد الکساندر کبیر و تصویرش در ادبیات و هنر ایران... برای خودم خیلی جالب بود که سر در بیارم چرا با اینکه این آدم اومده و پایتخت رو آتیش زده و بعدشم تا 300 سال حکمران های ایران بازماندگان ژنرال هاش بودن و نه ایرانی ها، بازم انقدر تصویرش در ادبیات ما متعالیه، در حدی که فردوسی کلی از ماجراهاش رو به عنوان یک شاه و قهرمان که خدا هم طرفدارشه توی شاهنامه تعریف می کنه و نظامی هم در اسکندرنامه به مقام پادشاهی می رسوندش... ماجرای جالبی بود اگر کسی علاق داشت بدونه بهم خبر بده...

منصور جان اینم محض خاطر مبارک جنابعالی!

لینک ها رو هم جدا این زیر گذاشتم:

Getty museum
Joseph Campbell's books in Amazon

Posted by mandana at 05:17 AM | Comments (0)