|
May 11, 2008آخر کلاس من ِ ایرانی با یه همکلاسی هندی، یه دختر چینی، یه پسر عرب و دو تا پسر امریکایی داریم با معلم دو رگه ی یونانی و بریتانیایی مون در مورد حمله ی مغول ها و اثراتش روی تاریخ دنیا حرف می زنیم.
Posted by mandana at 11:00 PM
| Comments (0)
May 06, 2008چرا هیچ کدوم از اون ایرانی هایی که مدام سنگ کوروش و داریوش و آبا اجداد باستانی شون رو به سینه می زنن و خیلی پرژن هستند نسبت به حرف هیلاری کلینتون موضع گیری نکردن؟ نکنه چون گفته بود ایرانی ها باید یدونن محوشون می کنیم، برای اونهایی که فقط خون پرژن تو رگشون دارن و اصلا با عرب ها قاطی نشدن خیالی نیست؟
Posted by mandana at 09:18 AM
| Comments (0)
May 05, 2008داشتم تو فلیکر یه سری عکس می دیدم، که رسیدم به اون مجسمه ی دم تله سیژ دربند، انگار که یه فامیلی که ده ساله ندیدمش رو دیدم، خوشحال شدم، بغض کردم، خنده ام گرفت... خلاصه ماجراییه این دوری که انگار تمومی نداره...
Posted by mandana at 08:11 AM
| Comments (0)
May 03, 2008دیروز یه امتحان داشتم، امروز یکی دیگه، حالا دارم یه نفس راحت می کشم! هر دوش رو خوب دادم و می دونستم که خوب خواهد بود نتیجه ولی پدرم هم درومد. مشکلم هم خود درس نبود که به یاد آوردن یه سری کلمه بود که برام جدید بودن. الان سر کلاس دیگه مشکل فهمیدن ندارم، نتی هم که سر کلاس برمی دارم کمتر توش فارسی می اندازم، اما بازم موقعی که استرس امتحان دارم یکهو یه کلمه ای یادم نمیاد که نمیاد که نمیاد.
Posted by mandana at 10:19 AM
| Comments (0)
|
|