May 18, 2010

الان سه ماهی هست که شب ها بی خوابی دارم. 2 3 صبح بیدار می شم و معمولا دو ساعتی بیدارم تا بعد به هزار زور و زحمت و خواهش تمنا دوباره خوابم ببره. از یه طرف این بیداریه باعث می شه روز بعدش زودتر انرژی هام تموم شه، از طرف دیگه اون دو ساعت بیداریه نصفه شب خلاق ترین وقت شبانه روزم رو دارم...
موقعی که بیدار بیدارم و روزه و خورشیده و نوره و می بینم و دیده می شم، حال و هوا و منطقِ حاکم بر ذهنم فرق می کنه با نصفه شب تو تاریکی وقتی حواسم به چیزایی که می بینم نیست و نگران تصویری که بقیه ازم دارن می بینن نیستم. نه تنها تمرکزم بیشتره و راحت تر ایده پردازی می کنم، که جراتم هم بیشتره... جرات می کنم در مورد چیزایی فکر کنم که توی منظق روز زیادی عجیب یا گستاخانه یا خارج از عرف به نظر میاد.

حالا اما شدم مثل معتادها، دیگه وقتی هم که می خوام بخوابم و به چیزی فکر نکنم، بازم از خواب بیدار می شم و خوابم نمی بره... فکر کنم اینم بهاییه که باید برای خیالپردازی های شبانه بپردازم.

Posted by mandana at 10:49 PM | Comments (0)

May 12, 2010

وسط اینهمه درگیری ذهنی و احساس ناتوانی در تغییر دادن شرایط، امروز برخوردم به سایت رضا عابدینی... چقدر کارهاش خوبه...

http://www.rezaabedini.com/

Posted by mandana at 10:52 PM | Comments (0)

May 09, 2010

هر روز صبح که بلند می شم اول کاری که می کنم چک کردن اخبار روی اینترنته، هر روز با استرس صفحه ها رو یکی یکی باز می کنم... انگاری که می دونم الانه که خبر یه دستگیری، یه اعدام، یه تجاوز، یه تحقیر، یه خبر بد مثل همه ی خبرهایی که حکومت جمهوری اسلامی ایران هر روز داره تولید می کنه، مثل پتک بخوره توی سرم...
6 نفر رو به جرم قاچاقچی بودن پریروز اعدام کردن، و 5 نفر زندانی سیاسی رو امروز اعدام کردن!
6 نفر رو به جرم قاچاق می کشن، معلوم هم نیست واقعا جریان چی بوده، اینها کدوم حرفشون راست بوده که این یکیش راست باشه.
5 تا جوون رو به جرم طرز فکرشون اعدام کردن... 5 نفر رو که دیوارشون از دیوار بقیه کوتاه تر بوده اعدام کردن تا زهر چشم بگیرن، تا فضای رعب و وحشت ایجاد کنن.
کاری باید کرد...

http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/05/100509_l01_execution_kamangir.shtml

Posted by mandana at 11:06 PM | Comments (0)